مقالات

توانبخشی چیست و شامل چه کارهایی می باشد

توانبخشی چیست

توانبخشی (به انگلیسی: Rehabilitation) به مفهوم بازگردانیدن توانایی ها، حفظ شأن و منزلت فرد ناتوان و تعیین جایگاه قانونی و اجتماعی او می باشد. نام های دیگر توانبخشی نوتوانی، بازتوانسی، بازپروری و بازسازی نیز می توان یاد کرد.

دراقع توانبخشی به مجموعه تدابیر و اقدامات پیگیر و هماهنگ از خدمات پزشکی، پیراپزشکی، اقتصادی، اجتماعی و حرفه ای است. این مجموعه به قصد درمان و بهبود و همچنین ارتقاء سطح کارآیی افراد کم توان و ناتوان (معلول)، تا بالاترین حد ممکن، به منظور دستیابی آنان به یک زندگی مستقل در جامعه عرضه می گردد.

برای درک بهتر توانبخشی به تعاریف برخی اصطلاحات نیاز داریم. بر اساس تعاریفی که سازمان جهانی بهداشت اعلام کرده است:

  1. اختلال Disorder: هرگونه فقدان یا ناهنجاری در زمینه جسمی، روانی و عملکردی یا آناتومی انسان، اختلال نامیده می شود.
  2. کم توانی یا نقص Disability: هرگونه محدودیت یا فقدان در توانایی انجام فعالیت هایی که در سطح طبیعی، از هر انسانی انتظار می رود، کم توانی یا نقص گفته می شود.
  3. ناتوانی یا معلولیت Handicap: به آسیب های ناشی از اختلال و کم توانی گفته می شود که منجر به ایجاد محدودیت و جلوگیری از ایفاء نقش طبیعی فرد (بر اساس جنسیت، سن، عوامل اجتماعی و فرهنگی) در زندگی می گردد.
  4. پیشگیری: اقداماتی که هدفشان جلوگیری از شروع اختلالات جسمی و ذهنی و حسی است. یا پس از به وجود آمدن اختلال، جلوگیری از عواقب منفی جسمی، روانی، شناختی و اجتماعی آن است.
  5. برابر سازی فرصت ها: فرایندی که از طریق آن، سیستم عمومی جامعه از قبیل محیط فیزیکی و فرهنگی، مسکن و… برای همه افراد قابل دسترس است.

توجه! همانطور که میدانیم بهتر است از واژه ی ناتوانی بجای معلولیت استفاده کنیم. اما به علت اینکه این کلمه در بین جامعه بیشتر جاافتاده است در برخی از متن مقاله از معلولیت برای انتقال ملموس تر معنی استفاده کرده ایم.

فلسفه توانبخشی

فلسفه توانبخشی براین اصل ساده و بسیار مهم استوار است که: “اگر دست نیست، پا هست. اگر قدرت حرکت نیست، زبان و تفکر هست. اگر حس بینایی نیست، حس شنوایی و لامسه هست. و بالاخره، اگر تندرستی نیست، امید به زندگی هست!

میتوان گفت فلسفه توانبخشی یعنی امید بخشیدن و آماده کردن فرد ناتوان (معلول) به زندگی در جامعه از یکسو، و آماده سازی جامعه برای پذیرش وی به عنوان یک شهروند از سوی دیگر می باشد.

تصور کنیم هریک از ما ممکن است در اثر یک سانحه قدرت حرکت خود را از دست بدهیم. تمایل داریم چطور با ما برخورد شود؟ چه جایگاهی برای ما از طرف جامعه ایجاد شود؟ اگر نان آور خانواده باشیم تمایل داریم چه امکاناتی برای خود و خانواده ما مهیا گردد؟ این سوالاتی است که می تواند به درک بهتر افراد ناتوان کمک کند…

اهداف توانبخشی

اهداف کلی توانبخشی شامل:

  • پیشگیری از معلولیت
  • جلوگیری از پیشرفت معلولیت
  • ارتقاء سطح افکار عمومی نسبت به معلولین و معلولیت
  • سعی در خودکفایی معلول و قادرسازی وی در برخورد با مشکلات
  • تطابق زندگی معلولین با جامعه
  • ارائه تسهیلات و خدمات شهری مناسب جهت استفاده معلولین
  • افزایش آگاهی معلولین نسبت به توانایی های و محدودیت های جسمی و روانی خویش و تطبیق و هماهنگی این وضعیت با محیط

توانبخشی و مفاهیم آن

 

ویژگی های توانبخشی

توانبخشی ویژگی های متعددی دارد. از این ویژگی ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

فرایند مداری: توانبخشی به طور کلی فرایندی با ابعاد جسمی، روانی و اجتماعی است که به طور پویا، مددجو را به زندگی فعال هدایت می کند.

اعاده توانایی ها: توانبخشی به واقع توانمندسازی مددجو در بدست آوردن مجدد آن چیزی است که به واسطه اختلال و یا صدمه از دست داده است.

اثربخشی: توانبخشی بر ارتقاء اثربخش بودن و یا دستیابی به نهایت سطح عملکرد مددجو تاکید دارد.

کاهش دادن ناتوانی و معلولیت: توانبخشی قادر است با تکیه بر خدماتی چون پیشگیری از بروز اختلالات و ناتوانی ها، رفع موانع فیزیکی محیط، برابرسازی فرصت ها، یکپارچه سازی اجتماعی، در راستای کاهش ناتوانی و معلولیت ها تلاش نماید.

توانمندسازی و تسهیل کنندگی: توانبخشی فرایندی انفعالی نیست! بلکه مددجو را فعال می سازد تا با بهره گیری از توان و منابع موجود، در رفع نیازهای زندگی خود بکوشد.

مددجو محوری: توانبخشی سبب ایجاد جوی می شود که مددجو را قادر می سازد تا توانایی های لازم را کسب کرده و استقلال خود را افزایش دهد.

حل مسئله: فرایند توانبخشی دارای این ویژگی است که قادر است مهارت های حل مشکل را افزایش داده و با ارتقاء دانش و آموزش به مددجو، او را در تصمیم گیری موثر یاری دهد.

جامع نگر بودن: مفهوم کلیت و جامع نگری بر تندرستی و رفاه کامل فرد در چارچوب هماهنگی و انسجام فکر، جسم، روح و روان با محیط اشاره دارد.

آموزشی بودن: توانبخشی درواقع یک فرایند آموزشی است و فرد مددجوی تحت توانبخشی باید در ایجاد محیط یادگیری، شناخت نیازها و تعیین اهداف توانبخشی، شناسایی منابع و در نهایت، ارزشیابی برنامه های توانبخشی فعالانه بکوشد.

تلفیق و یکپارچه سازی اجتماعی: توانبخشی می کوشد تا تمام افراد اعم از سالم یا معلول، بر اساس عدالت و تساوی از فرصت های یکسان بهره مند گردند.

کسب استقلال: یکی از خصوصیت های توانبخشی، دستیابی مددجو به استقلال، یعنی داشتن حق انتخاب چگونه زیستن بر اساس ظرفیت، ارزشها و تمایلات فردی است.

کیفیت زندگی: توانبخشی فرایند ارتقای کیفیت زندگی است. به لحاظ اینکه اهداف و انتظارات فرد به میزان زیادی تحت تاثیر وضعیت جسمی، روانی، میزان استقلال و روابط اجتماعی او است. در نتیجه توانبخشی در این زمینه می کوشد تا شرایط فرد را بهبود دهد.

تیم های توانبخشی

توانبخشی یک نمونه کامل از کار گروهی است. تمام افراد تیم باهم فعالیت می کنند و هدف مشترک و واحدی را دنبال می نمایند. اما باید در نظر داشت که تمام اقدامات توانبخشی ممکن است در یک زمان واحد انجام نشود. بلکه به مقتضای حال بیمار، در موقعیت های مختلف زمانی انجام گیرد.

اساسا دو تیم اصلی در این تیم شرکت دارند:

الف) تیم توان پزشکی

کادر اختصاصی توانبخشی شامل: گفتاردرمانی، فیزیوتراپی، کاردرمانی، ارتز و پروتز، شنوایی شناس است.

همچنین همکاران این تیم شامل متخصصین زیر است:

  • ارتوپد
  • نورولوژیست
  • جراح اعصاب
  • جراح ترمیمی و سوختگی
  • روماتولوژیست
  • متخصص گوش و حلق و بینی
  • چشم پزشک

۱) گفتاردرمانی

 

گفتاردرمانی یکی از مهمترین بخش های توانبخشی است. درواقع گفتاردرمانی به حل مشکلات فرد در برقراری ارتباط می پردازد.

راه ارتباط چیست؟ در اکثر افراد گفتار و صحبت کردن! به همین دلیل نام این رشته گفتاردرمانی گذاشته شده است. نام دیگر این رشته پاتولوژی گفتار و زبان می باشد.

برای همین اگر فردی دچار مشکلات شدیدی شود که دیگر نتواند از طریق صحبت کردن ارتباط برقرار کند مدل جدیدی از ارتباط ایجاد می شود. این سیستم برای هر فرد طراحی شده و با نام ارتباط جایگزین و مکمل شناخته می شود.

تصور کنید فرد در نتیجه ی سکته ی شدید به هیچ عنوان نمی تواند صحبت کند.اما این حق را دارد که خواسته هایش را با روشی دیگر بیان کند. مثلا استیون هاوکینگ سالها فلجی گسترده ای در اعضای بدنش داشت. اما چندین کتاب نوشت و نظریات بسیار بزرگی بیان کرد! سیستمی که برای پروفسور هاوکینگ طراحی شده بود یک نوع ارتباط جایگزین و مکمل است.

  • علاوه بر مواردی که گفته شد گفتاردرمانگر مشکل بلع را نیز درمان می کند.

ار جمله اختلالاتی که گفتاردرمانگر می تواند به درمان آنها بپردازد شامل:

  • لکنت زبان
  • اشکالات و اختلالات تلفظی
  • مشکلات صوت و صدا در حنجره
  • مشکل در بلع
  • مشکل تکلم بعد از سکته مغزی
  • کودکانی که دیر به حرف می آیند (تاخیر در رشد گفتار و زبان)
  • مشکلات عضلانی فک، صورت و حلق و حنجره
  • برقراری ارتباط از طریق وسایل ارتباطی جایگزین و مکمل

اما اگر اطلاعات بسیار کاملی در رابطه با گفتاردرمانی نیاز دارید در مقاله ی زیر تمام موارد را سعی کرده ایم به طور خلاصه ارائه کنیم:

گفتاردرمانی چیست؟ »

۲) فیزیوتراپی

 

فیزیوتراپی برای اکثر افراد رشته ای نسبتا آشنا است. این رشته با استفاده از عوامل فیزیکی نظیر گرما، سرما، الکتریسیته، نور و همچنین عوامل مکانیکی نظیر تمرینات طبی، حرکت درمانی و ماساژ به درمان بیماری ها و اختلالات اقدام می کنند.

 

۳) کاردرمانی

 

کاردرمانی که به عنوان یک رشته کل نگر تمامی ابعاد روحی، روانی و جسمی یک بیماری و تاثیرات جانبی مختلفی که بر روی عملکرد فردی و اجتماعی بیمار می گذارد را در نظر می گیرد. با ارائه تکنیک های درمانی مناسب، ضمن توجه به علائق مراجع به درمان اختلالات در حیطه های جسمانی و روانی در مقاطع سنی مختلف می پردازد.

فرد را از وابستگی خارج کرده و به سوی انجام فعالیت های مستقل روزانه یاری می دهد.

پس در درمان های ارائه شده توسط کاردرمانگر، به استقلال رساندن مراجع یکی از اهداف نهایی درمان است.

براستی تعریف کاردرمانی در چندخط کار ساده ای نیست. پیشنهاد میکنیم در صورتی که نیاز به اطلاعات بیشتر دارید مقاله ی زیر را مطالعه فرمایید:

 

۴) ارتز و پروتز

 

ارتز و پروتز رشته ای است که با کمک از علوم مهندسی و پزشکی به افراد دچار ناتوانی کمک می کند. برای افراد قطع عضو پروتز تجویز می شود. پروتز جایگزین عضو قطع شده می شود که به صورت اختصاصی برای فرد ساخته می شود.

برای اختلالات حرکتی از ارتز استفاده می شود. ارتز به موازات اندام قرار گرفته و متناسب با اختلال نقش حمایت کننده دارد. می توان گفت ارتز جزو وسایل کمکی هستند. به عنوان نمونه کفی طبی کفش یک نوع ارتز است.

 

ب) توانبخشی اجتماعی

 

بالاتر گفتیم که دو تیم اصلی در مجموعه توانبخشی همکاری می کنند. تیم اول توان پزشکی بودند که توضیح داده شد.

تیم دوم توانبخشی اجتماعی شامل:

  • روانپزشک
  • روانشناسی
  • مددکار اجتماعی
  • خانواده فرد ناتوان
  • مدیر توانبخشی

این متخصصین تلاش میکنند تا مشکلات اجتماعی افراد ناتوان را کم کنند و سطح مشارکت با اجتماع را بالا ببرند. در نتیجه اگر فرد در اجتماع مشارکت بالاتری داشته باشد، درجه ناتوانی (معلولیت) او کمتر خواهد بود.

در نهایت می توانیم بگوییم توان درمان یک مجموعه تیمی برای تحقق معنای واقعی توانبخشی و درمان است!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.